میدانستی؟ گاهی دلم برای کسی تنگ میشود که هیچوقت مال من نبود. مثل باران که برای کویر میبارد، میداند که نخواهد ماند، اما باز هم میبارد... شاید عشق همین باشد، بخشیدن بیچشمداشت، حتی وقتی میدانی پاسخش را نخواهی گرفت. نگاهت را به خاطر دارم، آن نگاه که در آن دنیایی از حرفهای ناگفته بود. در سکوتت، صداهایی میشنیدم که هیچکس نشنیده بود. با تو بودن یعنی خواندن کتابی که صفحاتش را باد ورق میزد، بیآنکه بدانی خاتمهش کجاست.
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری